دربارهٴ اسپانيا، آفريقا و دو شهر مقدس نوشت. تيجاني در سال 1306م/706 ه ق
ازتونس به قصد حج بيرون آمد، ولي بيماري او را ناچار به اقامت در طرابلس ليبي
ساخت و تنها پس از سه سال دوري به ميهنش بازگشت. شرح سفر او، گرچه محدود به
بخش نسبتاً كوچكي از شمال آفريقاست، بسيار غني و باارزش است و يكي از بهترين
مآخذ براي مطالعهٴ اوضاع قلمرو بنوحفص در اين زمان به شمار ميرود. محمدبن
رشيد و تيجاني مراكشي بودند؛ سومين جهانگرد، يعني بَلَوي اندلسي بود. او شرح
سفر حج (1335 ـ 1340م/736 ـ 741 ه ق ق) خود را نوشت و در آن مطالب زيادي را دربارهٴ دانشمنداني بيان كرد كه سعادت ديدارشان را پيدا كرده بود.
عليرغم اينكه حج در وهلهٴ اول انگيزهٴ ديني داشت و حاجياني كه شرح سفرشان را مينوشتند (و تودهٴ وسيعي كه نمينوشتند يا نميتوانستند بنويسند) عميقاً به مباحثات كلامي و همهٴ جنبههاي حيات اسلامي علاقهمند بودند، از بسياري منابع درمييابيم كه حاجي معمولي علاقه به امور خاكي، بهويژه زن و كسب وكار را هم فراموش نميكرد. براي يك حاجي، در جريان سفر دور و درازش، غيرعادي نبود كه چندين بار زن بگيرد يا به كسب و تجارت پردازد.
البته، چنين وسوسهاي براي هرشخصي ميتوانست بهشدت اغواگر باشد. اگر او از طبقات پايين بود، برخي كالاهاي يك شهر را با خود ميبرد تا هرجا كه لازم شود آنها را بفروشد. حتي اديبان و شاعران هم اينكار را ميكردند و گواه بر آن عبدالباسط بن خليل1 است، كه بهخاطر حسن شهرت ادبياش بهفرمان امراي تونس و وَهْران از معافيتهاي مالياتي و ساير امتيازهاي بازرگاني برخوردار شد.
ه . جغرافيا در خاور دور
1. روابط ميان خاور دور و باختر. پيش از گفتوگو دربارهٴ معلومات جغرافيايي در خاور دور، بهويژه چين، بهتر است يادآور شويم چگونه معلومات دربارهٴ چين در باختر روبه فزوني ميرفت. براي پرهيز از تكرار، تنها توجه خواننده را به آنچه در بارهٴ ايتالياييان در چين در بالا گفتهام جلب خواهم كرد، همچنين به يادداشتهايم دربارهٴ گزارشهاي عربي قطبالدين شيرازي، دمشقي، نويري، ابوالفدا، ابن شبيب و به گزارشهاي فارسي رشيدالدين، بناكتي و حمدالله مستوفي قزويني خاطرنشان ميسازم. راههاي بازرگاني كه خاور دور را به باختر ميپيوست، چه در